نقد و بررسی سریال وست ورلد فصل 2 قسمت 2

نقد و بررسی سریال وست ورلد فصل ۲ قسمت ۲

کارگردان : وینچنزو ناتالی

نویسنده : لیزا جوی

آهنگساز : رامین جوادی

قسمت دوم فصل دوم سریال westworld

نام این قسمت : Journey Into Night

مدت زمان : ۵۸ دقیقه

امتیاز این قسمت : ۱۰ / ۸٫۸

Dolores remembers she’s been to the outside world; William makes a bold business venture.

منبع [ Imdb WestWorld cast : [ source

Evan Rachel Wood Evan Rachel Wood Dolores Abernathy
Thandie Newton Thandie Newton Maeve Millay
Jeffrey Wright Jeffrey Wright Bernard Lowe
James Marsden James Marsden Teddy Flood
Tessa Thompson Tessa Thompson Charlotte Hale (credit only)
Ingrid Bolsø Berdal Ingrid Bolsø Berdal Armistice
Clifton Collins Jr. Clifton Collins Jr. Lawrence
Simon Quarterman Simon Quarterman Lee Sizemore
Talulah Riley Talulah Riley Angela
Rodrigo Santoro Rodrigo Santoro Hector Escaton
Angela Sarafyan Angela Sarafyan Clementine Pennyfeather
Ed Harris Ed Harris Man in Black
Jimmi Simpson Jimmi Simpson William
Ben Barnes Ben Barnes Logan
Zahn McClarnon Zahn McClarnon Akecheta

 

توجه : این مقاله حاوی اسپویل است ، توصیه میکنیم قبل از مطالعه این بررسی قسمت دوم از فصل دوم وست ورلد را مشاهده کنید !

  •  مقدمه : 

    بعد از یک شروع مناسب، سریال وست ورلد باز هم به همان پیچیدگی و درهم شدن زمان های مختلف تبدیل شد ! برای فهمیدن این اپیزد باید حداقل بیش از یک بار به تماشایش بنشینیم ، قصد داریم ابتدا سیر زمانی اصلی این اپیزود رو بررسی کنیم و سپس به توضیح هر بخش بپردازیم

در فصل اول ما در دو خط زمانی بودیم ، خط زمانی اول جایی که در گذشته از زمان حضور لوگان و ویلیام شروع میشه و تا زمانی که ویلیام تغییر شخصیت میده و تبدیل به یک قاتل روانی میشه و لوگان را در بیابانت رها کرد ادامه پیدا میکنه !
خط زمانی دوم جایی هست که بعد از ۳۵ سال دلوریس توانست به خودآگاهی برسه شروع شد و در پایان رابرت فورد رو به قتل رسوند !
در کل ده قسمت تنها همین دو زمان را داشتیم به همراه تعریف هایی جسته و گریخته از فردی به نام آرنولد که به کمک فورد پارک را پایه گذاری کرد و همچنین قسمتی از زندگی مرد سیاه پوش که در بیرون همسر دارد و در نهایت زن او خودکشی کرد !

  •  اما نکته ی جالب اینکه در همین اپیزود دوم جواب خیلی از سوال هامون رو میگیریم و زمان بندی کلی فصل اول را مشخصی میکند که در زیر به اون اشاره میکنیم : 

۱ – رابرت فورد به همراه دوستش آرنولد یک تشکیلات علمی به اسم آرگوس به وجود می آورند که کار آنها به وجود آوردن ربات های بسیار هوشمند است ! وقتی موفق به این کار میشوند برای گسترش کار خود ربات ها را پیش یکی از افراد بسیار ثروتمند جهان به نام جیمز دلوس می برند از آنجایی که لوگان دلوس فرزند جیمز دلوس مسئول بیزنس خانوادگی است ابتدا ربات ها را به او نشان می دهند و موفق می شوند نظر او را جلب کنند !

۲ – در اینجا لوگان به همراه ویلیام برای بررسی اوضاع westworld و سرمایه گذاری ای که انجام داده اند به پارک وارد میشوند که این اتفاقات را در فصل اول به صورت کامل دیدیم در اینجا ویلیام تغییر شخصیت میدهد و لوگان را کنار می زند

۳ – بعد از این ماجرای گردش ویلیام و لوگان هر دو به خانه باز می گردند اما ویلیام به یک فرد قدرتمند تبدیل شده و نظر پدر زنش جیمز دلوس را به خودش جلب می کند و کاری می کند که جیمز شرکت آرگوس را بخرد و اسم آن را تشکیلات دلوس بگذارد !

۴ – بعد از کلی صحبت کردن که هنوز اطلاعی از آن نداریم ویلیام موفق می شود پدر زنش را هم کنار بگذارد و نقشه ای با او طرح ریزی میکنند ! بعد از آن یک جشن بزرگ گرفته میشود که در آن جیمز تصمیم به بازنشستگی خود را اعلام میکند و ویلیام را به جای خود قرار میدهد در این جشن تمامی روبات ها دوباره به دنیای بیرون آورده می شودند دلوریس در این جشن از خانه به بیرون می رود و با لوگان دوباره دیدار میکند در این دیدار لوگان از نقشه ای هولناک که توسط ویلیام و جیمز دلوس کشیده شده اشاره میکند اما هنوز نمیدانم این نقشه چیست ؟!

۵ – بعد از اینکه همه چیز به نام ویلیام میخورد تصمیم می گیرد نقشه ی خود را عملی کند به پارک می رود و با دلوریس دیدار می کند و با او حرف میزند و او را به جایی می برد که دو ماشین غول پیکر در حال کار هستند و این مکان را نقشه ی خود تعریف می کند !

این ها سیر زمانی ای هستند که در گذشته اتفاق افتاده اند ماجراهای قبل و بعد از به وجود آمدن شرکت دلوس دقیقا این قسمت تکمیل کننده پازل اصلی شرکت دلوس است و به ما همه چیز رو درباره ی به وجود آمدن شرکت دلوس می گویید . البته در این قسمت خط اصلی زمانی مربوط به جایی است که دلوریس در حال جمع کردن یارانش هست و تمامی اتفاقاتی که در بالا ذکر کردیم را به صورت خاطره به یاد می آورد

حالا می خواهیم به تحلیل کلی بپردازیم

برای اولین بار در سریال صحنه هایی از فیلم قبل از تیتراژ پخش می شود در این سکانس دو نکته وجود دارد :
نکته اول اینکه این برای اولین باری است که دلوریس به دنیای بیرون قدم میذاره
نکته ی دوم همان آرنولد اصلی است هرچند در مورد وجود او شک و شبه ای وجود داره اما ما هم مثل بقیه میگوییم که او آرنولد اصلی است که به همراه رابرت فورد ربات ها را ساخت او دلوریس را با خود همراه میکند نکته ای که درباره آرنولد وجود دارد عشق عجیب او به دلوریس است او صدها ربات خلق کرده اما چرا اینقدر به دلوریس اهمیت می دهد ؟! اولین جوابی که به ذهنمان خطور می کند این است که احتمالا آرنولد، دلوریس را شبیه همسر خود یا مادرش ساخته است برای همین هم تمایل دارد که از او حفاظت کند و او را در کنار خود نگه می دارد

دلوریس به یاد می آورد

همانطور که دلوریس در قسمت قبل گفته بود او همه چیز گذشته، حال و آینده را به یاد دارد و کل این قسمت در حال به یاد آوردن دنیای بیرونی بود که سالها قبل به همراه آرنولد به آنجا رفته بود در این قصّه او دو بار به دنیای بیرون رفته بار اول زمانی که به آرنولد رفته بود و به مکانی که آرنولد خانه خود می نامید رفته و بار دوم در هنگام جشن بازنشستگی جیمز دلوس بود نکته ی مهم دیگر در مورد دلوریس اینکه او به یاد آورد که در گذشته به همراه ویلیام به مکانی رفتند که از اون به عنوان اشتباه بزرگ ویلیام نام برد ویلیام همه چیز را به او نشان داد
طبق چیزی که ما فهمیدیم ویلیام مکانی به نام ” گلوری ” ساخته که مرکز همه چیز است دلوریس گفته در اونجا اسلحه ای هست به این مکان ” آنسوی دره ” هم گفته شده و نکته ی جالب اینکه به جز میو و هکتور و سایزمور که به دنبال دختر میو هستند همه ی ربات ها در تلاش هستند تا گلوری را فتح کنند حتی مرد سیاه پوش هم قصد رفتن به این مکان رو داره که باید منتظر باشیم و ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد و چه چیزی در گلوری اینقد با اهمیت است

خودآگاه شدن تدی

از قسمت ششم فصل اول که دکتر فورد برنامه ی تدی را جابه جا میکند و داستان وایت را درون او برنامه ریزی میکند تا به الان تدی در کنار دلوریس بوده اما بعد از کشتار دلوریس او از این کار می رنجد و ناراحت است که چرا دلوریس این همه قتل انجام داده و حتی خیلی از طرفداران نظر داده بودند که او از دلوریس جدا خواهد شد اما وقتی دلوریس گذشته اش رو نشونش میده که در اون به کسیه بوکس تبدیل شده بود حتی از خود دلوریس هم بی رحم تر شد و قطعا در این راه بیشتر از قبل به دلوریس کمک خواهد کرد !

همه چیز درباره مرد سیاه پوش

ویلیام انسانی آروم و انسان دوست و به گفته خودش همسر دوست بود اما وقتی برای گردش دوهفته ای به پارک اومد تغییر کرد اون خودش رو در این مکان پیدا کرد ، در حقیقت شخصیت ویلیام یک بعد روانشناسی جذاب به این داستان اضافه کرده که همین باعث جذاب تر شدن سریال شده ! در قسمت اول یا دوم فصل اول بود که تریسا به سایمور گفت که اینجا برای مهمانان یک چیز خاص داره، برای سرمایه گذاران یک چیز دیگر و برای صاحب شرکت یه مسئله دیگه ، اینکه این چیز های خاص چی هستند را به طور کامل مرد سیاه پوش بیان کرده . دلیل اینکه مهمانان و انسان هایی به اینجا مراجعه میکنند این هستش که اونها از قوانین خسته شدند به یک مکان برای بی قانونی نیاز دارند مکانی که در اون هر کاری که خواستند بدون محدودیت انجام دهند بدون هیچ خدایی ، بدون هیچ نگهبانی تجاوز کنند، بکشند و بدزدند  ! انسان ها به دنبال جایی بودند که گناهانشان بدون مجازات باشد برای همین هم اسم اینجا را گذاشته اند “زندگی بدون محدودیت” . هدف سرمایه گذاران هم کسب حداکثر پول از افرادی است که به اینجا می آیند و در بعضی مواقع جمع آوری اطلاعات از افراد صاحب نفوذ برای اخاذی کردن در آینده !

اما هدف صاحب اصلی که همان ویلیام یا مرد سیاه پوش است چیز دیگری است ; او درد حقیقی می خواهد !
او هم مانند دیگران در میان انسان ها با کلی قانون ریز و درشت بزرگ شده بود اما وقتی به زندگی بدون قانون وست ورلد وارد شد خود واقعی اش که در دنیای اصلی خواب بود بیدار شد انسانی وحشی اما حتی این هم او را ارضا نکرد چون همیشه یک طرفه پیروز می شد فصل اول را بیاد بیارید جایی که او سه تیر در تفنگش میگذاشت و مطمئن بود که فقط سه نفر سر راهش هستند که نمیتوانند به او آسیبی بزنند او کلافه شده بود و دنبال این بود که وست ورلد رو به جایی واقعی تبدیل کنه جایی مجازات واقعی باشه چیزی شبیه دنیا واقعی اما به صورتی وحشیانه که همه بخواهند همدیگر را بکشند و فورد این بازی ای که می خواست رو براش ساخت !!! بازی حقیقت و حالا مرد سیاه پوش وسط این بازی مهیج “در رو پیدا کن” گیر افتاده جایی که همیشه آرزویش را داشت در فصل اول بعد از کشتن صدها نفر با همان نگاه خشمگین راه میرفت اما در این قسمت به لبخندی که بعد از نجات لاورنس میزند دقت کنید این همان لبخندی است که ۳۵ سال دنبالش میگشت و بلاخره پیدایش کرد

در قسمت سوم منتظر چه باشیم

دلوریس به سراغ برنارد میرود ، میو همچنان به دتبال دخترش است و به سرزمین شوگان ورلد نزدیک تر می شود با توجه به اسم هر قسمت متوجه شدیم اسم قسمت پنجم یک نام ژاپنی است پس به احتمال فراوان در اپیزود پنجم بلاخره میو به سرزمین ژاپنی ها میرسد ! در لحظه ای نشان داده میشود که دلوریس تیر میخورد، گوشه ای از جنگ ربات ها و انسان ها را شاهد هستیم

دانلود فایل این سریال در تلگرام 🙂 برای دانلود کلیک کنید

بارگذاری مقالات بیشتر مرتبط

یک نظر

  1. Rihanna ~ You Da One

    اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۷ در ۱۰:۰۸

    ممنونم بابتِ این نقدِ زیبا .. فقط یه چیزی … چرا ساعتِ اینجا جلو نرفته ؟.. 😛 🙂

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Captcha loading...

همچنین ببینید

دانلود فصل دوم سریال وست ورلد

دانلود فصل دوم …